سلام و درود! خیلی خوش اومدین به یه جلسه دیگه از دوره روانشناسی معاملهگری. اگر جلسات قبلی رو گوش نکردید و تمریناتش رو انجام ندادید، خواهش میکنم برگردید و از اول شروع کنید؛ چون مطالب این دوره کاملاً به هم پیوسته است.
تو این جلسه میخوایم بریم سراغ یکی از مهمترین مرزهای روانشناسی تو بازار: تفاوت بین یک تریدر استرسی و یک تریدر حرفهای.(ذهنیت تریدر حرفهای) میخوایم ببینیم چی میشه که یه نفر پای چارت عذاب میکشه و یکی دیگه در نهایت آرامش پول درمیاره.
هیچکس در مارکت صفر یا صد نیست!
بیاید واقعبین باشیم؛ ما تو بازار معاملهگر صفر مطلق یا صد مطلق نداریم. تریدری نداریم که از همون ثانیه اول تپش قلب بگیره و نابود بشه، از اون طرف تریدری هم نداریم که ذهنیتش کاملاً ماشین باشه و هیچوقت هیچ حسی بهش دست نده.
ما تو یک طیف حرکت میکنیم. اما قانون اینه: هرچقدر بیشتر به سمت ذهنیت حرفهای (صد) حرکت کنی، ضررهات کمتر و آرامش و سودت بیشتر میشه. تریدر آماتور و تلهی ذهنیت کمبود خیلی از افراد فکر میکنن تصویر یک تریدر موفق اینه که شش تا مانیتور روشن جلوش باشه و از ۶ صبح تا ۱۲ شب چشمش به کندلها خشک بشه! این دقیقاً تصویر یک تریدر استرسی و آماتور است که گرفتار ذهنیت کمبود شده.
نشونههای تریدر استرسی که اسیر ذهنیت کمبود شده ایناست:
پلن طرف اینه که تو سشن نیویورک معامله کنه (مثلاً مثل خود من که تمرکزم روی داوجونز هست)، اما ساعت ۱۰ صبح وسوسه میشه و میگه “بذار یه نگاهی به چارت بندازم”. همون یه نگاه باعث میشه وارد معامله اشتباه بشه و ریسک روزانهاش رو نابود کنه
خارج از تایمفریم خودت چارت رو باز میکنی:
پلن تریدر اینه که تو سشن نیویورک معامله کنه (مثلاً مثل خود من که تمرکزم روی داوجونز هست)، اما ساعت ۱۰ صبح وسوسه میشه و میگه “بذار یه نگاهی به چارت بندازم”. همون یه نگاه باعث میشه وارد معامله اشتباه بشه و ریسک روزانهاش رو نابود کنه
اورترید (Overtrade) میکنه:
میشینه پای چارت و بدون اینکه استراتژیش تایید بده، ۷-۸ تا پوزیشن بیدلیل باز میکنه.
فومو (FOMO) و ترس از دست دادن داری:
یه اسپایک قوی تو بازار میبینی که از دستت رفته، اعصابت خرد میشه و از روی حرص وارد یه پوزیشن اشتباه میشی.
ذهنیت تریدر حرفهای؛ آرام، منظم و اجراگر
در مقابل، ما تریدر اجراگر و حرفهای رو داریم که به “فراوانی” در مارکت ایمان داره. یه تریدر حرفهای معمولاً با همون یک مانیتور کارش رو با بالاترین تمرکز انجام میده.
سر ساعت مشخص (تایم کاری خودش) پای سیستم میشینه.
صبر میکنه تا استراتژیش دقیقاً نقطه ورود بده.
ورود میکنه، سودش رو میگیره، پلنش رو اجرا میکنه و در کمال آرامش بلند میشه میره به زندگیش میرسه.
اگه یه موقعیت عالی رو از دست بده، لبخند میزنه؛ چون میدونه بازار فردا هم هست و فرصتها بینهایت هستن.
تمرین عملی این جلسه: خودافشایی (Self-Disclosure)
بازار همون بازاره، چارت همون چارته، اما تفاوت نتایج به تفاوت ذهنیتها برمیگرده. برای اینکه به اون معاملهگر باثبات و سودساز نزدیکتر بشی، باید ذهنیت کمبود رو از بین ببری
رفقا، بدون تغییر دادن رنج و لذتهای ناخودآگاه، هیچ کتابی، هیچ دوره تحلیلی و هیچ استراتژیای تو دنیا نمیتونه تو رو به سود مستمر برسونه. مارکت همون مارکته، این سیمکشی ذهن توئه که باید عوض بشه. اگر برات مهمه که سودآور بشی، از همین امروز این تمرین رو شروع کن:
لیست رنجها: یه کاغذ بردار و بنویس اگر این رفتار اشتباه (مثلاً اورترید کردن، یا بیصبری) رو تکرار کنم، ۶ ماه یا ۱ سال دیگه چه اتفاقی برام میفته؟ چقدر پول از دست میدم؟ حالم چقدر بد میشه؟ خودت رو دقیقاً تو اون نقطه تصور کن و اون رنج رو با تمام وجود حس کن.
لیست لذتها: دقیقاً روبهروی همون، بنویس اگر به پلنم پایبند باشم، استراتژیم رو اجرا کنم و صبر داشته باشم، ۶ ماه دیگه چه لذتهایی رو تجربه میکنم؟ (رسیدن به ثبات، برداشت از پراپ، آرامش ذهنی).
تکرار معجزهآسا: این لیست رو هر صبح که بیدار میشی و هر شب قبل از خواب، به مدت ۲۱ روز کامل بخون. فقط ۵ دقیقه وقتت رو میگیره، اما معجزهاش رو تو معاملاتت میبینی.
ازت میخوام همین الان بیای تو بخش کامنتها، یکی از رنجهای بزرگی که به خاطر رعایت نکردن قوانینت کشیدی، و یکی از لذتهایی که در آینده با پایبندی به دست میاری رو برامون بنویسی. این کار تعهدت رو صد برابر میکنه!